دیگر نخواهد مرد حتی روز رستاخیز

سه شنبه 18 آذر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

دیگر نخواهد مرد حتی روز رستاخیز
شوری که در سر دارم از تو عشق بی پرهیز!

هرجا دیارت می شود دنیای من آنجاست
در چشم مولانا جهان یعنی همان تبریز

امشب که فرهادت در آغوش اجل خواب است
راحت بگیر آری ! تو هم در بستر پرویز


ادامه مطلب
دسته بندی: شعر عاشقانه،

برچسب ها: محمدعلی علیزاده ، شعر معاصر ، غزل معاصر ،

به جهنم

سه شنبه 18 آذر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود
مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود

روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است
تا حواس احدی جمع به بغضم نشود

آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش
پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود


ادامه شعر
دسته بندی: نفیسه سادات موسوی،

برچسب ها: شعر معاصر ، شاعران زن ، غزل معاصر ،

حقّ النّاس

یکشنبه 16 آذر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

عشق، دعوای میان خِرَد و احساس است
سرنوشت همه عشّاق جهان حسّاس است

لااقل عاشق معشوقه مردم نشوید
که به فتوای همه ، مظهر حقّ الناس است


شاعر: نفیسه سادات موسوی


دسته بندی: نفیسه سادات موسوی، شعرهایی که دوست شان دارم، شعر عاشقانه،

برچسب ها: شعر معاصر ، شاعران زن ،

بی پایان

پنجشنبه 10 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

ما چند نفر بودیم
که با یک گلوله کشته شدیم
گلوله ای که هرگز شلیک نشد


ادامه مطلب
دسته بندی: گروس عبدالملکیان، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

چشم می بندی و بغض کهنه ات وا می شود

دوشنبه 7 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

چشم می بندی و بغض کهنه ات وا می شود
تازه پیدا می شود آدم که تنها می شود

دفتر نقاشی آن روزها یادش بخیر
راستی! خورشید با آبی چه زیبا می شود

توی این صفحه؛ بساط چایی مادربزرگ...
عشق گاهی در دل یک استکان جا می شود...


ادامه مطلب
دسته بندی: شعرهایی که دوست شان دارم، دیگر شاعران،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

زمستان است

یکشنبه 6 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

زمستان
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟


ادامه مطلب
دسته بندی: مهدی اخوان ثالث، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی

یکشنبه 6 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم
همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی


ادامه مطلب
دسته بندی: هاتف اصفهانی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: غزل کهن ،

ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی

شنبه 5 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی
تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی

بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را
آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی

بی‌وفا نگار من، می‌کند به کار من
خنده‌های زیر لب، عشوه‌های پنهانی

دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟


ادامه مطلب
دسته بندی: شیخ بهایی،

برچسب ها: غزل کهن ،

هرچه کنی بکن مکن ترک من ای نگار من

شنبه 5 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

هرچه کنی بکن، مکن ترک من ای نگار من
هر چه بری ببر، مبر سنگدلی به کار من

هر چه هلی بهل مهل پرده به روی چون قمر
هر چه دری بدر مدر پرده اعتبار من

هر چه کشی بکش مکش باده به بزم مدعی
هر چه خوری بخور مخور خون من ای نگار من


ادامه مطلب
دسته بندی: شعر عاشقانه، دیگر شاعران،

برچسب ها: شوریده شیرازی ، غزل کهن ،

تو ماهی و من ماهی این برکه کاش

شنبه 5 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی..
اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!
 
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره فیروزه تراشی..


ادامه مطلب
دسته بندی: شعرهایی که دوست شان دارم، علیرضا بدیع،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

تعداد کل صفحات ( 45 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...