تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - سنگ گور
تلگرام شعر فارسی

سنگ گور

شنبه 12 فروردین 1391  •  دیدگاه ها : ()  

ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

 ای رفته ز دل، راست بگو !‌ بهر چه امشب
 با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟

گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
من او نیم او مرده و من سایهٔ اویم

من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است
 او در دل سودازده از عشق شرر داشت

او در همه جا با همه کس در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر!‌ به سر داشت

من او نیم این دیدهٔ من گنگ و خموش است
 در دیدهٔ او آن همه گفتار نهان بود

 وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
مرموزتر از تیرگی ی شامگهان بود

 من او نیم آری، لب من این لب بی رنگ
دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت

اما به لب او همه دم خندهٔ جان بخش
مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت

بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم
 آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد

 او در تن من بود و ، ندانم که به ناگاه
 چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد

من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش
افسردگی و سردی ی کافور نهادم

او مرده و در سینهٔ من ،‌ این دل بی مهر
سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم
 
 
  شاعر: سیمین بهبهانی
 

دسته بندی: سیمین بهبهانی، شعرهایی که دوست شان دارم، شعر عاشقانه،

برچسب ها: شعر معاصر ، شاعران زن ،
جمعه 17 آذر 1396 05:59 ب.ظ
Hi there, every time i used to check website posts here early in the break of day, because i love to gain knowledge
of more and more.
سه شنبه 20 تیر 1396 09:08 ق.ظ
Precisely what I was searching for, appreciate it for posting.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:22 ب.ظ
fantastic points altogether, you simply received a new reader.

What would you recommend in regards to your post that
you made some days ago? Any positive?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر