نهانخانه دل

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  •  دیدگاه ها : ()  

غمت در نهانخانه دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست، مشکل نشیند

خلد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند

پی ناقه‌اش رفتم آهسته، ترسم
غباری به دامان محمل نشیند

به دنبال محمل، سبکتر قدم زن
مبادا غباری به محمل نشیند

عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن، پای در گل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی، مقابل نشیند

طبیب از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند


شاعر: طبیب اصفهانی

پی نوشت:

نوایی نوایی ...



دسته بندی: دیگر شاعران، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: اشعار طبیب اصفهانی ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر