تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - فرش تبریز
تلگرام شعر فارسی

فرش تبریز

شنبه 23 اردیبهشت 1391  •  دیدگاه ها : ()  

نامه دادم که به لطفش بتوانی بانو
فرش تبریز دلم را بتکانی بانو

بگذار از همه آنچه که گفتن دارد
چند سطری بنویسم که بدانی بانو...

***

آن که از ثانیه ها ساده گذر کرد منم
آن که با قافیه ها میل خطر کرد منم

آن که با هرچه بجز عشق من آمیخت٬ تویی
آن که با "بی همگان..."بی تو بسر کرد منم

***

منم آن کس که برای تو غزل گفت...و تو...
مژه ام جای قدمهای تو را رُفت...و تو...

منم آنک س که به عشق لب گیلاسی تو
هی غزل گفت و غزل گفت و غزل گفت...و تو...

***

و تو این خاطره ها را که نخواهی فهمید
گریه پنجره ها را که نخواهی فهمید

تو که یک عمر به هرکس که شده دل دادی
معنی دلهره ها را که نخواهی فهمید

***

 تو اگر چیزی از این عشق سرت می شد که...
حرف من وارد آن گوش کرت می شد که...

میشد اینطور نباشد تو اگر یک لحظه
باورت میشد اگر همسفرت می شد که...

***

باز هم حرف اضافی زده ام، بانو... نه؟
باز، شد باز در غمکده ام بانو...نه؟

 "هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد"
باز بی موقع به حرف آمده ام بانو...نه؟

***

نامه دادم ولی انگار خرابش کردم...
دل به من دادی و انگار کبابش کردم

ابر بارید و کویر عطشم دریا شد
من به دستان خودم باز سرابش کردم...


شاعر: حسین زحمتکش


دسته بندی: حسین زحمتکش، شعر عاشقانه، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر معاصر ،
سه شنبه 31 مرداد 1396 09:50 ق.ظ
Greetings! Very helpful advice within this article!
It's the little changes that make the greatest changes.
Thanks a lot for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر