تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - صدایی در شب
تلگرام شعر فارسی

صدایی در شب

سه شنبه 10 مرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

نیمه شب در دل ِ دهلیز خموش          ضربهٔ پایی افکند طنین
دل من چون دل گلهای بهار         پر شد از شبنم لرزان یقین
گفتم این اوست که باز آمده است

جستم از جا و در آیینهٔ گیج         بر خود افکندم با شوق نگاه
آه ، لرزید لبانم از عشق         تار شد چهرهٔ آیینه ز آه
شاید او وهمی را می نگریست


گیسویم در هم و لبهایم خشک         شانه ام عریان در جامهٔ خواب
لیک در ظلمت دهلیز خموش         رهگذر هر دم می کرد شتاب
نفسم ناگه در سینه گرفت

گویی از پنجره ها روح نسیم         دید اندوه من تنها را
ریخت بر گیسوی آشفتهٔ من         عطر سوزان اقاقی ها را
تند و بیتاب دویدم سوی در

ضربهٔ پاها ، در سینهٔ من         چون طنین نی ، در سینهٔ دشت
لیک در ظلمت دهلیز خموش         ضربهٔ پاها ، لغزید و گذشت
باد آوازِ حزینی سر کرد
 

شعر از: فروغ فرخزاد


دسته بندی: فروغ فرخزاد،

برچسب ها: صدایی در شب ، نیمه شب در دل ِ دهلیز خموش ، دید اندوه من تنها را ، لرزید لبانم از عشق ، فروغ فرخزاد ،
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:21 ق.ظ
If you are going for most excellent contents like myself, simply visit this web site everyday as it gives
feature contents, thanks
شنبه 14 مرداد 1396 05:06 ب.ظ
Hey there would you mind letting me know which webhost you're utilizing?
I've loaded your blog in 3 different browsers and I must say this blog loads a lot faster then most.
Can you recommend a good web hosting provider at a fair price?
Thanks a lot, I appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر