تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - شرابم کن ای عشق
--

شرابم کن ای عشق

جمعه 20 مرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

دیری ست که از دشنه و دشنام به دورم
من ماهی خو کرده به این تنگ بلورم

از دوستی دشمن و از دشمنی دوست
گهوارۀ لذت شده چون ذلت گورم

پروردۀ نازم؛ چه نیازم به پری ها؟
حالا که خود ماه در افتاده به تورم

پیشانی ات ای دوست جهان تاب تر از پیش
آیینۀ مصداقم و وابسته ی نورم

نه غوره، نه انگور! شرابم بکن ای عشق!
یا بی نمکم این همه یا آن همه شورم

ای آینه! هم صحبت من باش که دیری ست
بی سنگ صبور است دل تنگ صبورم


شاعر: علیرضا بدیع

دسته بندی: علیرضا بدیع،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر