تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - غزل ۴۶۱ حافظ-کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی
تلگرام شعر فارسی

غزل ۴۶۱ حافظ-کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی

جمعه 20 مرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

غزلیات حافظ - غزل شمارهٔ ۴۶۱

کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی
بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی

بسا که گفته‌ام از شوق با دو دیده خود
ایا منازل سلمی فاین سلماک

عجیب واقعه ای و غریب حادثه ای
انا اصطبرت قتیلا و قاتلی شاکی

که را رسد که کند عیب دامن پاکت
که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی

ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل
چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی

صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز
و هات شمسة کرم مطیب زاکی

دع التکاسل تغنم فقد جری مثل
که زاد راهروان چستی است و چالاکی

اثر نماند ز من بی شمایلت آری
اری مآثر محیای من محیاک

ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند
که همچو صنع خدایی ورای ادراکی 


دسته بندی: حافظ،

برچسب ها: غزل کهن ،
جمعه 30 تیر 1396 12:29 ب.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging
on sites I stumbleupon on a daily basis. It will always
be helpful to read content from other authors and practice something from
other sites.
جمعه 25 فروردین 1396 12:04 ق.ظ
Thanks for any other magnificent article. Where else
may just anyone get that type of info in such an ideal means of writing?
I've a presentation subsequent week, and I'm on the look for such info.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر