--

کمی صمیمی باش

جمعه 3 شهریور 1391  •  دیدگاه ها : ()  

عبور ماهی ها از کنار بشقابم
به من نگاه بکن! واقعاً تهِ آبم!

که بین جلبک ها نم کشیده اعصابم
شبیه یک بُرشِ بی ادامه از خوابم ↓

دراز می کنی آهسته سمت من دستی...
[کنار آکواریوم روبه روی من هستی]»...

تو انتخاب بکن از مِنو!... دو رؤیا را
که می برند به یک جای خوبتر ما را

که حس کنم وسط دست هات گرما را
کمی تکان بده بی حرکتی دنیا را

بیفتم آن طرف میز توی آغوشت(2)
برای گفتن ِ حرفی فقط در ِ گوشت!

 

دو تکـّه گوشت پخته میان چنگالم
و بچّه گربۀ وحشی دویده دنبالم

ببین چه زخم شده گوشۀ چپ بالم!
مرا نجات بده عشق من که بدحالم!!

ببر به کنج حیاتت (حیاطت)، مواظب من باش
[...و می جوی بُرش گوشت را یواش، یواش]

 

بدون خوردن ِ غصّه، تهِ دلت، سیری!
نگاه می کنی و از همیشه دلگیری

نشسته کنج لبت توی دودها «تیر»ی
که حس کنی داری ذرّه ذرّه می میری

ولی بخند به این بچۀ خیالاتی!
کمی صمیمی باش و به من بگو «فاطی»...


شعر از: فاطمه اختصاری
از کتاب: یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها

پی نوشت:

1- عنوان شعر به انتخاب خودم است
2- قسمت این رنگی در کتاب قیچی شده است!
3- که می برند به یک جای خوبتر ما را...



دسته بندی: فاطمه اختصاری، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها ، شعر معاصر ، شعر پست مدرن ، شاعران زن ،

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic