تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - یاور همیشه مؤمن
تلگرام شعر فارسی

یاور همیشه مؤمن

جمعه 8 دی 1391  •  دیدگاه ها : ()  

ای به داد من رسیده
تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من

ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی
تو منو دادی به خورشید

اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی

یاور همیشه مؤمن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت

ناجی عاطفه من
شعرم از تو جون گرفته
رگ خشکِ بودن من
از تن تو خون گرفته

اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم

اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم

وقتی شب شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیه شب
تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست
بهترین لباس من بود

تو با دست مهربونی
به تنم مرحم کشیدی
برام از روشنی گفتی
پرده شبو در یدی


ای طلوع اولین دوست
ای رفیق آخر من
به سلامت سفرت خوش
ای یگانه یاور من

مقصدت هرجا که باشه
هر جای د نیا که باشی
اونور مرز شقایق
پشت لحظه ها که باشی

خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق
دست بی ریای من بود


شاعر: ایرج جنتی عطایی


پی نوشت:
داریوش اقبالی این ترانه را خوانده است.


دسته بندی: دیگر شاعران، ترانه و تصنیف،

برچسب ها: ترانه های ایرج جنتی ، داریوش اقبالی ،
شنبه 14 مرداد 1396 09:21 ق.ظ
Thank you, I've recently been looking for info about this subject
for ages and yours is the best I have discovered till now.

But, what concerning the conclusion? Are you sure about the source?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر