تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - صنما جفا رها کن
تلگرام شعر فارسی

صنما جفا رها کن

دوشنبه 2 اردیبهشت 1392  •  دیدگاه ها : ()  

صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد
بنگر به سوی دردی که ز کس دوا ندارد

ز فلک فتاد طشتم به محیط غرقه گشتم
به درون بحر جز تو دلم آشنا ندارد

ز صبا همی رسیدم خبری که می پزیدم
ز غمت کنون دل من خبر از صبا ندارد

به رخان چون زر من به بر چو سیم خامت
به زر او ربوده شد که چو تو دلربا ندارد

هله ساقیا سبکتر ز درون ببند آن در
تو بگو به هر کی آید که سر شما ندارد

همه عمر این چنین دم نبدست شاد و خرم
به حق وفای یاری که دلش وفا ندارد

به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی
چه غمست عاشقان را که جهان بقا ندارد

برویم مست امشب به وثاق آن شکرلب
چه ز جامه کن گریزد چو کسی قبا ندارد

به چه روز وصل دلبر همه خاک می شود زر
اگر آن جمال و منظر فر کیمیا ندارد

به چه چشم های کودن شود از نگار روشن
اگر آن غبار کویش سر توتیا ندارد

هله من خموش کردم برسان دعا و خدمت
چه کند کسی که در کف بجز از دعا ندارد


شاعر: مولانا جلال الدین


دسته بندی: مولوی،

برچسب ها: غزلیات مولانا ، غزل کهن ،
جمعه 17 آذر 1396 01:00 ب.ظ
Hey! Someone in my Facebook group shared this website with us so I came to take
a look. I'm definitely loving the information. I'm bookmarking
and will be tweeting this to my followers! Terrific blog and terrific design and style.
دوشنبه 1 خرداد 1396 04:46 ب.ظ
Hi to all, how is all, I think every one is getting more from this
site, and your views are good for new people.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:06 ب.ظ
Wow! At last I got a webpage from where I be able to genuinely get helpful information concerning my study and knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر