تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - تو هر زمان که بیایی شروع تقویم است
تلگرام شعر فارسی

تو هر زمان که بیایی شروع تقویم است

دوشنبه 9 اردیبهشت 1392  •  دیدگاه ها : ()  

خدا تو را کلمه خواند و در دهانم ریخت
سپس به هیأت یک شعر بر زبانم ریخت

جهان تسلسل تاریکی عمیقی بود
ستاره خواند تو را و در آسمانم ریخت

خدای کوزه به دوش آمد و سر ظهری
تو را چو جرعۀ نابی به عمق جانم ریخت

به فال نیک گرفتند هرچه فنجان بود
شبی که قهوۀ چشمت در استکانم ریخت

تو هر زمان که بیایی شروع تقویم است
صدای پای تو در آخرالزمانم ریخت

تو اسم اعظم عشقی که جبرئیل تو را
به طعم خوشۀ انگور در دهانم ریخت!


شعر از: کبری موسوی
کتاب"ترانه ماهی ها"



دسته بندی: کبری موسوی،

برچسب ها: غرل معاصر ، شاعران زن ، شعر معاصر ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر