تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - آیه های زمینی
تلگرام شعر فارسی

آیه های زمینی

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392  •  دیدگاه ها : ()  

آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت

سبزه ها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت

شب در تمام پنجره های پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامۀ خود را
در تیرگی رها کردند

دیگر کسی به  عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچکس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید

در غارهای تنهائی
بیهودگی به دنیا آمد
خون بوی بنگ و افیون میداد
زنهای باردار
نوزادهای بی سر زائیدند
و گاهواره ها از شرم
به گورها پناه آوردند

چه روزگار تلخ و سیاهی
نان، نیروی شگفت رسالت را
مغلوب کرده بود
پیغمبران گرسنه و مفلوک
از وعده  گاههای الهی گریختند
و بره های گمشدۀ عیسی
دیگر صدای هی هی چوپانی را
در بهت دشت ها نشنیدند

در دیدگان آینه ها گوئی
حرکات و رنگها و تصاویر
وارونه منعکس میگشت
و بر فراز سر دلقکان پست
و چهرۀ وقیح فواحش
یک هالۀ مقدس نورانی
مانند چتر مشتعلی می سوخت

مرداب های الکل
با آن بخارهای گس مسموم
انبوه بی تحرک روشنفکران را
به ژرفای خویش کشیدند
و موش های موذی
اوراق زرنگار کتب را
در گنجه های کهنه جویدند
خورشید مرده بود
خورشید مرده بود، و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشده ای داشت

آنها غرابت این لفظ کهنه را
در مشق های خود
بالکۀ درشت سیاهی
تصویر مینمودند

مردم،
گروه ساقط مردم
دلمرده و تکیده و مبهوت
در زیر بار شوم جسدهاشان
از غربتی به غربت دیگر می رفتند
و میل دردناک جنایت
در دست هایشان متورم میشد

گاهی جرقه ای، جرقۀ ناچیزی
این اجتماع ساکت بیجان را
یکباره از درون متلاشی می کرد
آنها به هم هجوم می آوردند
مردان گلوی یکدیگر را
با کارد می دریدند
و در میان بستری از خون
با دختران نابالغ
همخوابه می شدند

پیوسته در مراسم اعدام
وقتی طناب دار
چشمان پر تشنج محکومی را
از کاسه با فشار به بیرون  می ریخت
آنها به خود میرفتند
و از تصور شهوتناکی
اعصاب پیر و خسته شان تیر می کشید
اما همیشه در حواشی میدان ها
این جانبان کوچک را میدیدی
که ایستاده اند
و خیره گشته اند
به ریزش مداوم فواره های آب

شاید هنوز هم
در پشت چشم های له شده، در عمق انجماد
یک چیز نیم زندۀ مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بی رمقش می خواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها

شاید، ولی چه خالی بی پایانی
خورشید مرده بود
و هیچکس نمی دانست
که نام آن کبوتر غمگین
کز قلب ها گریخته، ایمانست

آه، ای صدای زندانی
آیا شکوه یأس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
آه، ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صداها...

شاعر: فروغ فرخزاد
از دفتر: تولدی دیگر


آن چه می شنوید دکلمه شعر است با صدای فروغ فرخزاد


دسته بندی: فروغ فرخزاد،

برچسب ها: شعر نو ، شاعران زن ، شعر معاصر ،
جمعه 7 اردیبهشت 1397 09:10 ب.ظ

You have made your point pretty well..
buying cialis overnight ou trouver cialis sur le net cialis rezeptfrei cialis rckenschmerzen click here to buy cialis cialis 20 mg best price cialis for daily use cialis prices in england cialis sicuro in linea cialis cost
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 09:55 ق.ظ

Thanks a lot. Ample forum posts!

buy viagra online no rx buy viagra online nz order online pharmacy buy viagra online uk prescription viagra uk buying viagra best place buy viagra online how to purchase viagra where can i buy real viagra online buy viagra superdrug
شنبه 18 فروردین 1397 02:12 ق.ظ

Many thanks! Lots of advice!

generic cialis at walmart cialis tadalafil cialis cuantos mg hay cialis tablets australia cialis 20mg cialis 5 mg schweiz cialis generico postepay cialis daily new zealand interactions for cialis cialis venta a domicilio
شنبه 4 فروردین 1397 12:04 ق.ظ

Info certainly utilized.!
cialis efficacit click now cialis from canada cialis 20 mg cialis flussig tadalafil cuanto cuesta cialis yaho cialis australian price cialis for sale cialis 20 mg best price buy name brand cialis on line
جمعه 17 آذر 1396 12:52 ب.ظ
Helpful info. Lucky me I discovered your website unintentionally, and I am shocked why this accident did not came
about in advance! I bookmarked it.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:04 ب.ظ
Useful info. Lucky me I found your site by chance,
and I am stunned why this coincidence did not happened in advance!
I bookmarked it.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:27 ق.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is a really well written article.
I will be sure to bookmark it and return to read more of your useful info.
Thanks for the post. I will definitely return.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 07:37 ق.ظ
Yesterday, while I was at work, my sister stole
my iPad and tested to see if it can survive a 40 foot drop,
just so she can be a youtube sensation. My apple ipad is now broken and she has 83 views.
I know this is totally off topic but I had to share it with someone!
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 11:56 ق.ظ
بسیار لذت بردم رفیق.
قالب جدید مبارک.

:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر