تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - سر و سنگ
تلگرام شعر فارسی

سر و سنگ

پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392  •  دیدگاه ها : ()  

سر به سنگی می زدم فریاد خوان
 پاسخم آمد شکست استخوان

 سنگ سنگین دل چه می داند که مرد
 از چه سر بر سنگ می کوبد به درد

 او همین سنگ است و از سرها سر است
 سنگ روز سر شکستن گوهر است

 تا چنین هنگامه ی سنگ است و سر
 قیمت سنگ است از سر بیشتر

 روزگارا از توام منت پذیر
 گوهر ما را کم از سنگی مگیر

هر که با سنگی ز سویی تاخته ست
سایه هم لعل دلی انداخته ست


شعر: هوشنگ ابتهاج


دسته بندی: هوشنگ ابتهاج (سایه)،

برچسب ها: غزل معاصر ، شعر معاصر ،
جمعه 17 آذر 1396 12:48 ب.ظ
That is really fascinating, You are an overly skilled blogger.
I have joined your feed and stay up for seeking more of your fantastic post.

Also, I've shared your site in my social networks
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:31 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement
account it. Look advanced to far added agreeable from
you! By the way, how can we communicate?
دوشنبه 19 تیر 1396 04:48 ق.ظ
You could definitely see your skills in the work you write.
The sector hopes for more passionate writers such
as you who aren't afraid to say how they believe. Always go after your heart.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:00 ب.ظ
I'm gone to convey my little brother, that he should also pay a quick visit this web site on regular basis to get updated from
hottest gossip.
جمعه 25 فروردین 1396 07:15 ب.ظ
Thanks in favor of sharing such a fastidious opinion, post is pleasant, thats why
i have read it fully
دوشنبه 13 خرداد 1392 12:08 ب.ظ
زود باش آپ کن دیگه.خسته شدم انقد که خبری نشد از پست جدید.
علامت خستگی نداشت مجبور شدم عصبانی بشم
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 03:36 ب.ظ
او همین سنگ است و از سر ها سر است
سنگ روز سر شکستن گوهر است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر