تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - بسته خالی
تلگرام شعر فارسی

بسته خالی

دوشنبه 22 مهر 1392  •  دیدگاه ها : ()  

رود اشکم که به دریاچه غم می ریزد
خوابم از حالت چشم تو به هم می ریزد

گریه ام مثل خودم مثل غمم تکراری ست
بسته خالی قرصم پُر ِ از بیداری ست

بسته خالی یک پنجره در دیوارش
بسته خالی یک زن وسط ِ سیگارش

بسته خالی خورشید ِ به شب تن داده
بسته خالی یک خانه دور افتاده

بسته خالی یک عاشق جنجالی تر
بسته خالی یک صندلی خالی تر!

بسته خالی تبعید که در سیبت بود
بسته خالی پاییز که در جیبت بود

مرگ، پیغام تو در گوشی خاموشم بود
بسته خالی قرصی که در آغوشم بود

قفل بودم وسط تخت به زندانی که...
زدم از خانه به کوچه به خیابانی که...

دور دنیای تو هی آجر و آهن چیده
همه شهر در آن عق شده و گندیده

از شلوغی جهان، حوصله اش سر رفته
همه شهر دو تا پا شده و در رفته

بوق ماشین و سر ِ گیج من و کوچه هیز
دلم آشوب شده از خودم و از همه چیز

فکر یک صندلی پُر شده توی اتوبوس
فکر گل های پلاسیده ماشین عروس

زن که در چادر ِ مشکیش به شب افتاده
بچه ای خسته که از راه، عقب افتاده

مغز درمانده خالی شده بی ایده
مرد با عقربه روی مچش خوابیده

منم و زندگی ِ پُر شده با تصویرم
یک شب از خواب بدت می پرم و می میرم

منم و عکس مچاله شده در دستی که...
منم و عشق که خوردیم به بن بستی که...

خانه با سردی دیوار هماغوشم کرد
از چراغی وسط رابطه خاموشم کرد

قفل زد روی دهانم که پر از خون شده بود
جسدی آن طرف پنجره مدفون شده بود

جسد ِ زندگی ِ کرده شده با غم ها
جسد زل زده به چشم ِ تر ِ آدم ها

جسد خاطره هایی که کبودم کردند
مثل سیگار به لب برده و دودم کردند

جسدی که شبح ِ یک زن ِ دیگر می شد
جسد روز و شبی که بد و بدتر می شد

جسد یک زن ِ خوشبخت ِ یقیناً خوشبخت!!
بسته خالی سیگارم و قرصت در تخت

جیغ خاموشی رویای تو و مهتابی
با خودت غلت زدن در وسط ِ بی خوابی

با تنی خسته که آمیزه ای از لرز و تب است
در شبی تیره که از ثانیه هایش عقب است

در شبی از تو و کابوس تو طولانی تر
در شبی تیره که هر کار کنی باز شب است...


شاعر: فاطمه اختصاری

پ ن: انتخاب عوان شعر "بسته خالی" توسط من انجام گرفته است.

دسته بندی: فاطمه اختصاری، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر معاصر ، شاعران زن ،
دوشنبه 1 دی 1393 07:03 ب.ظ
من هم جذب لحن زیبا و امید بخش ابیات اولیه ی شعر شدم و کم کم از فضای رسانه ای شعر خارج شدید و بر روی مفاهیمی غلط مسرانه پافشاری کردید
سه شنبه 13 اسفند 1392 09:11 ق.ظ
سلام
شعر زیبایی بازبانی روان از شما خواندم
با تمام زیبایی احساس کردم پایان خوبی نداشت ،بر خلاف شروع زیبایش.
دست مریزاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر