تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - همیشه در میان
تلگرام شعر فارسی

همیشه در میان

یکشنبه 12 آبان 1392  •  دیدگاه ها : ()  

نامدگان و رفتگان ، از دو کرانه ی زمان
سوی تو می دوند ، هان ای تو همیشه در میان

در چمن تو می چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان

هر چه به گرد خویشتن می نگرم درین چمن
آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان

ای گل بوستان سرا از پس پرده ها در آ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان

ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فروشکسته ای کاین همه باغ شد روان

مست نیاز من شدی ، پرده ی ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی ، آمدن تو شد جهان

آه که می زند برون ، از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان

پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم ؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان

پیش تو ، جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان


شاعر: هوشنگ ابتهاج


دسته بندی: هوشنگ ابتهاج (سایه)،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،
جمعه 17 آذر 1396 12:21 ب.ظ
Hello there! This post couldn't be written any better!
Reading through this post reminds me of my good old room mate!
He always kept talking about this. I will forward this write-up to
him. Pretty sure he will have a good read. Thank you for sharing!
پنجشنبه 29 تیر 1396 07:29 ق.ظ
My family every time say that I am killing my time here at
web, but I know I am getting know-how daily by reading such pleasant posts.
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 06:23 ق.ظ
Now I am ready to do my breakfast, when having my
breakfast coming yet again to read additional news.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 09:00 ق.ظ
Have you ever thought about adding a little bit more than just your articles?
I mean, what you say is fundamental and everything.
But think about if you added some great visuals or videos to give your
posts more, "pop"! Your content is excellent but with pics and clips, this site could undeniably be one of the most beneficial in its field.
Wonderful blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر