تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مرهم
تلگرام شعر فارسی

مرهم

جمعه 22 آذر 1392  •  دیدگاه ها : ()  

آن‌جا که شعر در کف نامردمان رهاست،
موعود من! صدای تو عاشق‌ترین صداست

این جغدهای خفته، که آواز شوم‌شان
در ژرفنای تیره و خاموش شب رهاست،

باور نمی‌کنند که چشمان روشنت
دیری‌ست قبله‌گاه تمام ستاره‌هاست



من می‌شناسمت، دل غمگین و خسته‌ات
با درد با غرور ترک‌خورده، آشناست،

آری تو آن درخت کریمی که دست‌هات
عمری‌ست آشیانه‌ی گرم پرنده‌هاست

آخر چگونه در گذر بادهای تند
می‌ایستی که قامت سبز تو تا خداست؟

من از هجوم دشنه‌ی شب زخم خورده‌ام
پس مرهم نگاه اهورایی‌ات کجاست؟


شاعر: انسیه موسویان



دسته بندی: انسیه موسویان،

برچسب ها: شاعران زن ، شعر معاصر ، غزل معاصر ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر