تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - جهان از باد نوروزی جوان شد
تلگرام شعر فارسی

جهان از باد نوروزی جوان شد

یکشنبه 3 فروردین 1393  •  دیدگاه ها : ()  

جهان از باد نوروزی جوان شد
زهی زیبا که این ساعت جهان شد

شمال صبحدم مشکین نفس گشت
صبای گرم‌رو عنبرفشان شد

تو گویی آب خضر و آب کوثر
ز هر سوی چمن جویی روان شد

چو گل در مهد آمد بلبل مست
به پیش مهد گل نعره‌زنان شد

کجایی ساقیا درده شرابی
که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شد

قفس بشکن کزین دام گلوگیر
اگر خواهی شدن اکنون توان شد

چه می‌جویی به نقد وقت خوش باش
چه می‌گوئی که این یک رفت و آن شد

یقین می‌دان که چون وقت اندر آید
تو را هم می‌بباید از میان شد

چو باز افتادی از ره ره ز سر گیر
که همره دور رفت و کاروان شد

بلایی ناگهان اندر پی ماست
دل عطار ازین غم ناگهان شد
 

شاعر: عطار نیشابوری


دسته بندی: عطار نیشابوری،

برچسب ها: شعر درباره بهار ، غزل کهن ،
جمعه 17 آذر 1396 12:05 ب.ظ
Its such as you read my thoughts! You seem to know a lot approximately this, like you wrote the guide in it or something.
I feel that you simply could do with a few p.c. to force the message house a bit,
however instead of that, this is fantastic blog.
A great read. I'll certainly be back.
دوشنبه 28 فروردین 1396 02:25 ب.ظ
excellent publish, very informative. I ponder why the opposite specialists of this sector don't understand this.
You should continue your writing. I am confident,
you have a huge readers' base already!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر