تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - خدا آنقدر برق انداخت شمشیر نگاهت ر
تلگرام شعر فارسی

خدا آنقدر برق انداخت شمشیر نگاهت ر

چهارشنبه 25 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

خدا آنقدر برق انداخت شمشیر نگاهت را
که حتی راهزنها هم نمی بندند راهت را

دو چندان می شود زیباییت وقتی که می گیرد
هلال ابر گیسوی سیاهی روی ماهت را

به آسانی جهانم را تصرف می کنی وقتی
مجهز می کنی با عشوه ای حتی سپاهت را

دهانش از تعجب باز می ماند اگر دریا
فقط یک لحظه در چشمت ببیند این شباهت را

خدا هم مثل من زیباییت را دوست می دارد
و لذت می برد وقتی که می بیند نگاهت را

نه تنها من فقط گاهی تو را گم میکنم در خود
که هر شب شمس گم میکرد راه خانقاهت را


شاعر: محمدسعید شاد


دسته بندی: شعر عاشقانه،

برچسب ها: محمدسعید شاد ، شعر معاصر ، غزل معاصر ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر