تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم
تلگرام شعر فارسی

تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم

سه شنبه 4 شهریور 1393  •  دیدگاه ها : ()  

نم باران نشسته روی شعرم ، دفترم یعنی
نمی بینم تو را، ابری است در چشم ترم یعنی

سرم داغ است، یک کوره تبم ، انگار خورشیدم
فقط یک ریز می گردد جهان دور سرم یعنی

تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم
تمام هستیم نابود شد، بال و پرم یعنی

نشستم صبح و ظهر و عصر در فکرت فرو رفتم
اذان گفتند و من کاری نکردم، کافرم یعنی؟؟؟

تن تو موطن من بوده پس در سینه پنهان کن
پس از من آنچه می ماند به‌جا، خاکسترم یعنی

نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم
اگر منظورت اینها بود ... خوبم ... بهترم یعنی..


شاعر: مهدی فرجی



دسته بندی: مهدی فرجی، شعر عاشقانه، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: غزل معاصر ، شعر معاصر ،
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:20 ب.ظ
I think this is one of the most vital info for me.

And i am glad reading your article. But want to remark on some general things,
The web site style is wonderful, the articles is really great : D.
Good job, cheers
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:46 ب.ظ
It's not my first time to go to see this web page,
i am visiting this site dailly and obtain nice data from here
every day.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر