تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را
تلگرام شعر فارسی

کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را

جمعه 4 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را
کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور
پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من
 با صد هزار دیده تماشا کنم تو را


چشمم به صد مجاهده آیینه‌ساز شد
 تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را

بالای خود در آینه‌ی چشم من ببین
 تا با خبر زعالم بالا کنم تو را

مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله‌گاه مؤمن و ترسا کنم تو را

خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را

گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را

طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یک‌جا فدای قامت رعنا کنم تو را

زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را

رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را

با خیل غمزه گر به واثاقم گذر کنی
میر سپاه شاه صف‌آرا کنم تو را

جم دستگاه ناصردین شاه تاجور
کز خدمتش سکندر و دارا کنم تو را

شعرت ز نام شاه، فروغی شرف گرفت
زیبد که تاج تارک شعرا کنم تو را


شاعر: فروغی بسطامی


برچسب ها: فروغی بسطامی ،
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:52 ب.ظ
Generally I don't read article on blogs, however I would
like to say that this write-up very forced me to take a look at and do it!
Your writing taste has been amazed me. Thanks,
very nice post.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر