تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
تلگرام شعر فارسی

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند

شنبه 5 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند

پاییز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند

او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند

او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد، خدا کند

او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند

پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند

تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش، صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند

شاعر: علیرضا بدیع



پ ن: حجت اشرف زاده این سعر را بسیار زیبا خوانده است.


دسته بندی: علیرضا بدیع، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر درباره پاییز ، شعر معاصر ، غزل معاصر ،
جمعه 9 مهر 1395 08:53 ب.ظ
بسیار زیبا بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر