تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - هیچ سربازی زنده از جنگ برنگشته است ...
تلگرام شعر فارسی

هیچ سربازی زنده از جنگ برنگشته است ...

یکشنبه 6 اردیبهشت 1394  •  دیدگاه ها : ()  

با لوله‌ تفنگ چای را هم می‌زند
با لوله‌ تفنگ جدول را حل می‌کند
با لوله‌ تفنگ فکرهایش را می‌خاراند

گاهی هم
روبه‌روی خودش می‌نشیند
و ترکش‌های خاطره را
از مغزش بیرون می‌کشد

در جنگ‌های زیادی جنگیده است
اما حریف تنهایی‌اش نمی‌شود

قرص‌ها
کم‌رنگ‌ترش کرده اند
آن‌قدر که سایه‌اش بلند می‌شود
می‌رود، برایش آب می‌آورد

باید قبول کنیم
که هرگز
هیچ سربازی
زنده از جنگ برنگشته است...


شاعر: گروس عبدالملکیان


دسته بندی: گروس عبدالملکیان، شعرهایی که دوست شان دارم، شعر سیاسی-اجتماعی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،
سه شنبه 25 آبان 1395 03:47 ب.ظ
نمممممممممممم
شنبه 4 مهر 1394 10:21 ب.ظ
من در جنگ شرکت نکردم اما هنوز ترکش خمپاره ای در حیاط منزل ما سرخ و گداخته پایین آمد را هنوز فراموش نمیکنم. من این نکته را سالهاست گفته ام و باز هم تکرار میکنم: "جنگ تمام شد، اما همه تحت تاثیر قرار گرفتیم". لذا، هیچکدام از ما جنگ زنده باز نگشتیم
جمعه 23 مرداد 1394 08:04 ب.ظ
باید قبول کنیم
که هرگز
هیچ سربازی
زنده از جنگ برنگشته

من باور دارم...
شنبه 20 تیر 1394 07:53 ب.ظ
در جنگ های زیادی جنگیده است
اما حریف تنهایی اش نمی شود...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر