تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - رفیق تبر نخورده
تلگرام شعر فارسی

رفیق تبر نخورده

دوشنبه 16 خرداد 1390  •  دیدگاه ها : ()  

سلام : خوشه تاک به هم فشرده ی من
شراب کهنه ی مهر حرام خورده ی من

مرا به یاد بیاور من آن سپیدارم
که سروها همه بودند کشته مرده من


همان درخت تناور همان که مورچه ها
شب و سحر رژه رفتند روی گرده من

تبر به دوش کزو زخم مشترک داریم
چه کرد با رفقای سیاه چرده من ....

ببین به ریش من دل شکسته می خندند
مترسکان سیه روز دل سپرده ی من

اگر چه پیر و زمینگیری ای رفیق ! بیا
به دستگیری جالیز آب برده من

به پای بوسی آتش تو نیز خواهی رفت
غمت مباد رفیق تبر نخورده من!


شعر از: سعید بیابانکی

پی نوشت:
عنوان شعر"رفیق تبر نخورده" از خودم نوشته شده است.

دسته بندی: سعید بیابانکی،

برچسب ها: غزل معاصر ، شعر معاصر ،
شنبه 14 مرداد 1396 10:10 ق.ظ
This paragraph is genuinely a nice one it helps new net
visitors, who are wishing in favor of blogging.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 07:50 ب.ظ
I believe that is one of the such a lot important info for me.
And i'm happy studying your article. However want to remark on some general issues, The web
site taste is wonderful, the articles is really
excellent : D. Good task, cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر