--

همیشه كسی هست كه كوتاهت كند

جمعه 21 بهمن 1390  •  دیدگاه ها : ()  

شب ها كه می زنی به سرم بچّه می شوم مانند چشم های پسر كه نداشتی
چشمی كه قرص خسته ی اعصاب می خورد با قهوه ی بدون شكر كه نداشتی

دستی دراز شد كه بگوید هنوز هم...
در باز شد به پهنه ی خوشبخت آسمان!!
یك عمر میله های قفس را شمردی و... پرواز را نكردی، پر كه نداشتی!

امّید چیست؟ اسم قشنگی برای مرگ، یك مشت داستان خیالی كه نیستم
دنیا چه بود؟ فاصله ای بین هیچ و هیچ با خاطرات چند نفر كه نداشتی

تبلیغ روزنامه شدی شاد و بی دلیل، پیروزی جدید و تماشاچیان گیج
مشتی شعار تند سیاسی و چند مشت، هر چند می رسد به نظر - كه نداشتی- ↓

كه هیچ چیز، چیز، مهم نیست، هیچ چیز!...
حتّی بیت های قبلی كه خط می زنی
حتّی بیت های بعدی كه نمی گویی
پدر غار نشینم
با گرز سنگی اش راه می افتد
تا «فورپان ؟ » شكار كند
[برای پدر غارنشینم
مهم نیست
كه نمی دانی فورپان ؟ چیست]

اینجا
از كادرها كه بیرون بزنی
همیشه كسی هست كه كوتاهت كند
كه قرصهایت را
با لیوان آب به دستت بدهد
كه لنز آبی توی چشم هایت بگذارد
كه پرهایت را
[كه مایه ی آبروریزی ست]
با تیغ ژیلت ناپدید كند

و جلوی همه ی فورپا نها؟
با خودكار قرمز
علامت سؤال بگذارد
اینجا همیشه كسی هست

شاعر: سید مهدی موسوی

پی نوشت:

1- عنوان شعر "همیشه كسی هست كه كوتاهت كند" انتخاب خودم است.
2- شعر اول ازمجموعه "پرنده کوچولو، نه پرنده بود و نه کوچولو"


دسته بندی: سید مهدی موسوی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر پست مدرن ، شعر معاصر ، شعرهای پرنده کوچولو نه پرنده بود و نه کوچولو ،

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic