تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب خسرو گلسرخی
تلگرام شعر فارسی

خواب یلدا

سه شنبه 27 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

شب که می آید و می کوبد پشت ِ در را ،
به خودم می گویم :
          من همین فردا
        کاری خواهم کرد
      کاری کارستان ...
و به انبار کتان ِ فقر کبریتی خواهم زد ،
تا همه نارفیقان ِ من و تو بگویند :
"فلانی سایه ش سنگینه
پولش از پارو بالا میره ..."
و در آن لحظه من مرد ِ پیروزی خواهم بود
و همه مردم ،‌ با فداکاری ِ یک بوتیمار ،
کار و نان خود را در دریا می ریزند
تا که جشن شفق ِ سرخ ِ گستاخ مرا
با زُلال خون ِ صادقشان
بر فراز  ِ شهر آذین بندند
و به دور  ِ نامم مشعل ها بیفروزند
و بگویند :
        "خسرو" از خود ِ ماست
       پیروزی او در بستِ بهروزی ِ ماست ...


ادامه مطلب
دسته بندی: خسرو گلسرخی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

مرد خاکی

شنبه 24 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

مردی درون میکده آمد
گفت : کشمکش ِ پنجاه و پنج .
از پشت پیشخوان
            مردی به قامتِ یک خرس
دستی به زیر برد
           تق -
     چوب پنبه را کشید
و بی خیال گفت : مزه ... ؟
مرد گفت : خاک ...
          "دستی به ته کفش خویش زد ."
الکل درون کبودی لیوان ، ترانه خواند .


ادامه مطلب
دسته بندی: خسرو گلسرخی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

تا آفتابی دیگر

یکشنبه 11 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

رهروان خسته را احساس خواهم داد
ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سِهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
چشم ها را باز خواهم کرد ...




ادامه مطلب
دسته بندی: خسرو گلسرخی، شعر سیاسی-اجتماعی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

سبز خواهم شد می دانم

یکشنبه 6 فروردین 1391  •  دیدگاه ها : ()  

سبز خواهم شد می دانم
مقاله ای از خسرو گلسرخی درباره فروغ فرخزاد

بهمنی دیگر گذشت و مرگ زودرس فروغ پنج ساله شد.


(( تنها راه نجات این است که انسان به آن حدی از بی نیازی و باوری برسد که بتواند در یک لحظه واحد هم سازنده بیان کننده دنیای خود باشد و هم تماشاگر و قاضی این دنیا... از خود تغذیه کند، چرا که هرچه در بیرون است بوی گندیدگی و فساد می دهد و از خود اوج می گیرد چرا که اگر آسمانی هست، آسمانی هست که هنوز به مرحله تقسیمات سماواتی نرسیده است! ))

فروغ اینک به ما بیشتر نزدیک می شود، خیلی بیشتر از دو یا سه سال پیش و یا خیلی پیشتر از آن هنگام که (( تولدی دیگر )) را انتشار داد. امید سازی و نوید بخشی و شور او نیاز زمانه ما است.

ادامه مطلب
دسته بندی: مقالات ادبی، فروغ فرخزاد، خسرو گلسرخی،

صبح

جمعه 14 بهمن 1390  •  دیدگاه ها : ()  

دگر صبح است و پایان شب تار است
دگر صبح است و بیداری سزاوار است
دگر خورشید از پشت بلندی ها نمودار است
دگر صبح است



ادامه مطلب
دسته بندی: خسرو گلسرخی، شعر سیاسی-اجتماعی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،