تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب حسین زحمتکش
تلگرام شعر فارسی

جان شد از آن دشمن و دل شد از آن دوست

یکشنبه 30 شهریور 1393  •  دیدگاه ها : ()  

«جان» شد از آن دشمن و «دل» شد از آن دوست
نفرین به جان دشمن و نفرین به جان دوست

فرسود «رایگان» همه عمر و دم نزد
این گرده در تحمل بار «گران» دوست

ما فحش خورده ایم و همه کام برده اند
هرکس به قدر ظرفیت اش از دهان دوست!


ادامه مطلب
دسته بندی: حسین زحمتکش،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

گم کرده راه

دوشنبه 9 مرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

"هر وقت ابروان تو باریک می شود
یک جای شهر باز ترافیک می شود"

تا سیب گونه ات بنوازد نگاه را
آدم چگونه سر نسپارد گناه را؟

حالم شبیه شانۀ بیچاره ایست که
در لابلای موی تو گم کرده راه را

هر چند گفته اند که بوسیدنت خطاست
توجیه می کند لب تو اشتباه را


ادامه مطلب
دسته بندی: حسین زحمتکش، شعر عاشقانه، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر معاصر ،

قد بلندها!

چهارشنبه 10 خرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

"با نخل یا نگار به تاراج رفته است
عمر من و پدر سر این قد بلندها"
                        حامد عسکری

افزوده شد بر دردهایم لاغری ها هم
هر لحظه عاشق تر شدم٬ این آخری ها هم

از بس که با هر واژه از زیبایی ات گفتم
من را نمی فهمند این لهجه "دری" ها هم


ادامه مطلب
دسته بندی: حسین زحمتکش، شعرهایی که دوست شان دارم، شعر عاشقانه،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

فرش تبریز

شنبه 23 اردیبهشت 1391  •  دیدگاه ها : ()  

نامه دادم که به لطفش بتوانی بانو
فرش تبریز دلم را بتکانی بانو

بگذار از همه آنچه که گفتن دارد
چند سطری بنویسم که بدانی بانو...


ادامه مطلب
دسته بندی: حسین زحمتکش، شعر عاشقانه، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر معاصر ،