تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب سید مهدی موسوی
تلگرام شعر فارسی

شاید که دلت برای من تنگ شده

دوشنبه 4 آذر 1392  •  دیدگاه ها : ()  

خورشید مردّد است، کمرنگ شده
هر چیز که دست می زنم سنگ شده

انگار که حال و روز دنیا خوش نیست
شاید که دلت برای من تنگ شده

 
شعر از : سید مهدی موسوی


دسته بندی: سید مهدی موسوی،

برچسب ها: شعر معاصر ،

امان را گرفته اید

پنجشنبه 19 بهمن 1391  •  دیدگاه ها : ()  

از چشمهای من هیجان را گرفته اید
این روزها عجب خودتان را گرفته اید

اردیبهشت نیست که اردی جهنم است
لبهای سرختان که دهان را گرفته اید

به چرت و پرت و فحش و ... ببخشید مدتی ست
از شعرهام لحن و بیان را گرفته اید


ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی، شعر عاشقانه،

برچسب ها: شعر معاصر ، شعر پست مدرن ،

کسی که من نیستم

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  •  دیدگاه ها : ()  

وقتی نیستم
برایم جای خالی بگذار
کنار بوق ها و ترافیک ها
کنار بی قراری میدان ها
کنار قرارهایت
با کسی که من نیستم
تا فقط
کبودی ای باشم روی گردنت
که از کنار تمام آدم ها و
جای خالی من رد می شود



ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی،

برچسب ها: شعر پست مدرن ، شعر معاصر ، اشعار منیره حسینی ، شاعران زن ،

خود عشق

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  •  دیدگاه ها : ()  

ده قرنه یه مرد                 بر سر ِ داره
همه خوابیدن                  هنوز بیداره

رو تنش جایِ                   نفرت و سنگه
به چشم عاشق                 اینا قشنگه

به جای چشماش                  لختۀ خونه
فهمیدن، درده!                 عشق، یه جنونه!


ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی، ترانه و تصنیف، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر معاصر ،

کسی نشسته ته خط

جمعه 18 فروردین 1391  •  دیدگاه ها : ()  

الو سلام...How are you...که عاشقم که ...Hello
و رقص بندری مرد با زن تانگو

چه مسخره است فضای سپید زن در من
ظهور پست مدرنیسم در دل آپولو

بیا و مست دو چشمت،عرق بریز از شرم
تلو عزیز، تلو عشق، شب ... تلو، تِ تِ لو!


ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی،

برچسب ها: شعر معاصر ، شعر پست مدرن ، فرشته ها خودکشی کردند ،

فندکی درمی آوری شاید

پنجشنبه 25 اسفند 1390  •  دیدگاه ها : ()  

ناگهان زنگ می زند تلفن، ناگهان وقت رفتنت باشد...
مرد هم گریه می کند وقتی سرِ من روی دامنت باشد

بکشی دست روی تنهاییش، بکشد دست از تو و دنیات
واقعا عاشق خودش باشی، واقعا عاشق تنت باشد


ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی، شعر سیاسی-اجتماعی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر پست مدرن ، شعر معاصر ،

همیشه كسی هست كه كوتاهت كند

جمعه 21 بهمن 1390  •  دیدگاه ها : ()  

شب ها كه می زنی به سرم بچّه می شوم مانند چشم های پسر كه نداشتی
چشمی كه قرص خسته ی اعصاب می خورد با قهوه ی بدون شكر كه نداشتی

دستی دراز شد كه بگوید هنوز هم...
در باز شد به پهنه ی خوشبخت آسمان!!
یك عمر میله های قفس را شمردی و... پرواز را نكردی، پر كه نداشتی!


ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر پست مدرن ، شعر معاصر ، شعرهای پرنده کوچولو نه پرنده بود و نه کوچولو ،

واژه های پیر

یکشنبه 17 مهر 1390  •  دیدگاه ها : ()  

له شد ... اتوموبیل که له کرد ناگزیر
پاشید خون تازه همان جا کنارِ «زیر»

من آرزوی مرده که بوده شدم، بله!
آمد اتوموبیل ولیکن چقدر دیر


ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی،

برچسب ها: شعر پست مدرن ، شعر معاصر ، فرشته ها خودکشی کردند ،
مرتبط ها: شعرهای کتاب فرشته ها خودکشی کردند ،

من، توام!

جمعه 4 شهریور 1390  •  دیدگاه ها : ()  

باران نبود، امشب اگر گونه ام تر است
بر پشت من نه بار امانت، که خنجر است!

از نام ها نپرس، از این بازی ِ زبان!
قابیل هم عزیز من! اسمش برادر است


ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی،

برچسب ها: غزل پست مدرن ، شعر معاصر ،

فاتح تنهاترین خیابان

شنبه 1 مرداد 1390  •  دیدگاه ها : ()  

تمام شعرم تقدیم آنكه باران شد
كسی كه فاتح تنهاترین خیابان شد

زمین سگش به بهشت خدا شرف دارد!
اگر كه عشق دلیل سقوط انسان شد


ادامه مطلب
دسته بندی: سید مهدی موسوی،

برچسب ها: شعر پست مدرن ، شعر معاصر ،

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2