تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب مهدی فرجی
تلگرام شعر فارسی

تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم

سه شنبه 4 شهریور 1393  •  دیدگاه ها : ()  

نم باران نشسته روی شعرم ، دفترم یعنی
نمی بینم تو را، ابری است در چشم ترم یعنی

سرم داغ است، یک کوره تبم ، انگار خورشیدم
فقط یک ریز می گردد جهان دور سرم یعنی

تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم
تمام هستیم نابود شد، بال و پرم یعنی


ادامه مطلب
دسته بندی: مهدی فرجی، شعر عاشقانه، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: غزل معاصر ، شعر معاصر ،

در وا شد و پاشید نسیم هیجانش

دوشنبه 23 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

در وا شد و پاشید نسیم هیجانش
تا نبض مرا تند کند با ضربانش

تقویم ورق خورد و کسی از سفر آمد
تا دامنه ها برد مرا نام و نشانش

پیشانی او روشنی آینه و آب
بوی نفس باغچه می داد دهانش


ادامه غزل
دسته بندی: مهدی فرجی، شعر عاشقانه،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،