تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب ابر دیوان شمس
--

آهسته‌تر زن زخمه ها

دوشنبه 5 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
گفتم درآ پرنور کن از شمع رخ اسرار من

ای از بهار روی تو سرسبز گشته عمر من
جان من و جان همه حیران شده در کار من

ای خسرو و سلطان من سلطان سلطانان من
ای آتشی انداخته در جان زیرکسار من


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: دیوان شمس ، غزل کهن ، غزلیات مولانا ،

ای غم تو دوای من

دوشنبه 29 خرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من

با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم
چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من

چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان
نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: دیوان شمس ، غزلیات مولانا ، غزل کهن ،

تیز مرو ز پیش من

دوشنبه 25 اردیبهشت 1391  •  دیدگاه ها : ()  

دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم
تا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورم

گر تو غلط دهی  مرا رنگ تو غمز می  کند
رنگ تو تا بدی ده‌ام دنگ شده‌ست این سرم

یک نفسی عنان بکش تیز مرو ز پیش من
تا بفروزد این دلم تا به تو سیر بنگرم


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: دیوان شمس ،

نوبهار عاشقان

دوشنبه 29 اسفند 1390  •  دیدگاه ها : ()  

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغ‌ها

ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس
ای پاکتر از جان و جا آخر کجا بودی کجا


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی،

برچسب ها: دیوان شمس ، غزلیات مولوی ، غزل کهن ،

خیال خوش من

سه شنبه 23 اسفند 1390  •  دیدگاه ها : ()  

آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
در چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم

سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم
بالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی،

برچسب ها: دیوان شمس ، غزل کهن ، غزلیات مولوی ،

حیلت رها کن عاشقا

شنبه 20 اسفند 1390  •  دیدگاه ها : ()  

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: دیوان شمس ، غزلیات مولوی ، غزل کهن ،

نوبهار خندان

جمعه 12 اسفند 1390  •  دیدگاه ها : ()  

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی

خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی،

برچسب ها: شعر درباره بهار ، غزل کهن ، دیوان شمس ،

این کیست این

یکشنبه 30 بهمن 1390  •  دیدگاه ها : ()  

این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی است این

این باغ روحانی است این یا بزم یزدانی است این
سرمه سپاهانی است این یا نور سبحانی است این


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی،

برچسب ها: این کیست این ، دیوان شمس ، غزلیات مولوی ، غزل کهن ،

گشتم مقیم بزم او

شنبه 29 بهمن 1390  •  دیدگاه ها : ()  

بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

هفت اختر بی‌آب را کاین خاکیان را می خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم


ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: دیوان شمس ، غزلیات مولوی ، غزل کهن ،

ای مه جان فزای من

شنبه 15 بهمن 1390  •  دیدگاه ها : ()  

سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من

با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم
چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
 

ادامه مطلب
دسته بندی: مولوی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: غزل کهن ، غزلبات مولوی ، دیوان شمس ،