تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب ابر شعر نو
تلگرام شعر فارسی

به چه مانند کنم؟

چهارشنبه 19 اسفند 1394  •  دیدگاه ها : ()  

به چه مانند کنم موی پریشان تو را؟
به دل تیره شب؟
به یکی هاله دود؟
یا به یک ابر سیاه
که پریشان شده و ریخته بر چهره ماه؟
به نوازشگر جان؟
یا به لطفی که نهد گرم نوازی در سیم؟
یا بدان شعله شمعی که بلرزد ز نسیم؟


ادامه شعر
دسته بندی: دیگر شاعران،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ، مهدی سهیلی ،

معاهده نوشیدن چای

چهارشنبه 22 مهر 1394  •  دیدگاه ها : ()  

معاهده‌ی ما
ترکمن‌چای نبود
عهد ساده‌ی نوشیدن چای بود
در عصرهایی که حسابش از تاریخ معاصر جداست
هرچند خورشید همیشه به دامان غرب پناهنده می‌شود
اما روشنایی خانه
چشمان تو و گردسوزی ساده بود
که شب را به صبح می‌رساند


ادامه شعر
دسته بندی: پوریا عالمی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

به خاطر خودت می‌گویم

چهارشنبه 22 مهر 1394  •  دیدگاه ها : ()  

به خاطر خودت می‌گویم
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند



ادامه شعر
دسته بندی: پوریا عالمی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر معاصر ، شعر نو ،

هیچ سربازی زنده از جنگ برنگشته است ...

یکشنبه 6 اردیبهشت 1394  •  دیدگاه ها : ()  

با لوله‌ تفنگ چای را هم می‌زند
با لوله‌ تفنگ جدول را حل می‌کند
با لوله‌ تفنگ فکرهایش را می‌خاراند

گاهی هم
روبه‌روی خودش می‌نشیند
و ترکش‌های خاطره را
از مغزش بیرون می‌کشد


ادامه شعر
دسته بندی: گروس عبدالملکیان، شعرهایی که دوست شان دارم، شعر سیاسی-اجتماعی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

بی پایان

پنجشنبه 10 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

ما چند نفر بودیم
که با یک گلوله کشته شدیم
گلوله ای که هرگز شلیک نشد


ادامه مطلب
دسته بندی: گروس عبدالملکیان، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

زمستان است

یکشنبه 6 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

زمستان
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟


ادامه مطلب
دسته بندی: مهدی اخوان ثالث، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

گامم را آهسته تر برخواهم داشت

جمعه 4 مهر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

ای مسافر
ای جداناشدنی
گامت را آرامتر بردار
از برم آرامتر بگذر
تا به کام دل ببینمت
بگذار از اشک سرخ
گذرگاهت را چراغان کنم
آه که نمی دانی
سفرت روح مرا به دو نیم می کند
و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید
بگذار بدرقه کنم
واپسین لبخندت را
و آخرین نگاه فریبنده ات را


ادامه مطلب
دسته بندی: شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ، مهدی سهیلی ،

کنون رویای ما باغی است

سه شنبه 4 شهریور 1393  •  دیدگاه ها : ()  

کنون رویای ما باغی است
بن هر جاده اش میعادگاهی خرم و خوش بو
سر هر شاخه اش گلبرگ های نازک لبخند
به ساق هر درختش یادگاری ها
و با هر یادگاری نقش یک سوگند


ادامه مطلب
دسته بندی: منوچهر آتشی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

می‌دانم من مرده‌ام

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393  •  دیدگاه ها : ()  

می‌دانم
من مرده‌ام
و این را فقط من می‌دانم و تو
که دیگر روزنامه‌ها را با صدای بلند نمی‌خوانی

ادامه شعر
دسته بندی: گروس عبدالملکیان،

برچسب ها: شعر معاصر ، شعر نو ،

تکلیف دهلیزهای درون

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393  •  دیدگاه ها : ()  

تکلیف اتاق تاریک را
کلید برق، روشن می‏کند
و تکلیف سیگار زر را
کبریت بی‌‏خطر !

تکلیف دهلیزهای درون را
نه کلید برق
نه کبریت بی‌‏خطر ،
تنها اندکی خدا
می‏‌بایست
خدایی که سخت
نایاب است .

شعر از: سیدحسن حسینی

دسته بندی: سیدحسن حسینی،

برچسب ها: شعر معاصر ، شعر نو ،

تعداد کل صفحات ( 8 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...