تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب ابر شعر نو
تلگرام شعر فارسی

بهاری دیگر

چهارشنبه 6 فروردین 1393  •  دیدگاه ها : ()  

خلاصه بهاری دیگر
بی حضور تو از راه می رسد
و آنچه زیبا نیست
زندگی نیست
روزگار است .....


شاعر: شمس لنگرودی


دسته بندی: شمس لنگرودی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ، شعر درباره بهار ،

ساده رنگ

شنبه 17 اسفند 1392  •  دیدگاه ها : ()  

آسمان، آبی‌تر،
آب آبی‌تر.
من در ایوانم، رعنا سر حوض.
رخت می‌شوید رعنا.
برگ‌ها می‌ریزد.
مادرم صبحی می‌گفت: موسم دلگیری است.
من به او گفتم: زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست.
زن همسایه در پنجره‌اش، تور می‌بافد، می‌خواند.

 
ادامه مطلب
دسته بندی: سهراب سپهری،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

شب یلدا

جمعه 29 آذر 1392  •  دیدگاه ها : ()  

ای چاره ساز!
گویا نه هیچ بر سر این کوه
اندیشهٔ طلوع...
 
در این سیاه شب - شب یلدا-
تنها
بیدار من.
هر کس به خواب ناز...


شاعر: کامبیز صدیقی کسمایی


برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ، شعر کوتاه ،

آب های آزاد

یکشنبه 27 مرداد 1392  •  دیدگاه ها : ()  

تقصیر گلوله نیست
دنیا
نقطه به نقطه
از دید تفنگ
در حکم دشمن فرضی است
و سربازان
نفس‌ها را
باچشم‌انداز دوربین
تنظیم کرده‌اند


ادامه مطلب
دسته بندی: دیگر شاعران، شعر سیاسی-اجتماعی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

آیه های زمینی

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392  •  دیدگاه ها : ()  

آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت

سبزه ها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت


ادامه شعر
دسته بندی: فروغ فرخزاد،

برچسب ها: شعر نو ، شاعران زن ، شعر معاصر ،

مرغ هوس

سه شنبه 27 فروردین 1392  •  دیدگاه ها : ()  

روز و شب با شور و طرب
چون مرغ عاشقی دل بیمار من
پر کشد هر سو بیقرار
شاید بنگرد رخ دلدار من

سبک چو باد سحر کند ز هر سو گذر
رود به هر آشیان کشد به هر گوشه پر


ادامه ترانه
دسته بندی: ترانه و تصنیف، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر معاصر ، شعر نو ،

نوروز در زمستان

چهارشنبه 30 اسفند 1391  •  دیدگاه ها : ()  

سالی
        نوروز
بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
بی‌جنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب
بی گردشِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.
 
سالی
        نوروز
بی‌گندمِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور
بی‌رقصِ عفیفِ شعله در مردنگی.


ادامه شعر
دسته بندی: احمد شاملو،

برچسب ها: شعر درباره بهار ، شعر نو ، شعر معاصر ،

من و تو، درخت و بارون ...

یکشنبه 27 اسفند 1391  •  دیدگاه ها : ()  

من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار ــ
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنه
میونِ جنگلا تاقم می‌کنه.
 
تو بزرگی مثِ شب.
اگه مهتاب باشه یا نه
                          تو بزرگی
                                    مثِ شب.
 

ادامه شعر
دسته بندی: احمد شاملو، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر درباره بهار ، شعر نو ، شعر معاصر ،

هیچ وقت اینگونه خوب نبوده ام

سه شنبه 8 اسفند 1391  •  دیدگاه ها : ()  

 چای که زود سرد می شود
دست هایم التماس دعا دارند
ومن حالم شبیه همان روزهایی ست که هنوز نیامده


ادامه شعر
دسته بندی: دیگر شاعران،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

دست سرد

چهارشنبه 2 اسفند 1391  •  دیدگاه ها : ()  

چه زود برف فرو بارید
و مه
درخت سبز جوان را از نگاه پنهان کرد

چه زود فصل فرو بارید
و جای خش خش انبوه برگ را
به برف داد

دریغ
که آن چه برگی رنگین بود
بدل به یادی غمگین شد

چه دست سردی دارد این فصل


شاعر: ضیاء موحد

دسته بندی: دیگر شاعران، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر درباره زمستان ، شعرهای ضیاء موحد ، شعر معاصر ، شعر نو ،

تعداد کل صفحات ( 8 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...