تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب ابر شعر نو
تلگرام شعر فارسی

نیمه مرطوب ماه

دوشنبه 16 مرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

آمدند
دوباره ابرها آمدند
و چتر، در سیاهی چند ماه فراموشی
دوباره به من فکر می کند
به جاده هایی که هنوز به دنیا چسبیده اند
به غربتی که میان کلمات و سفر

چه قدر سنگین
مرا به راه می برد
تو رابه خانه می آورد
در این سفر که ماه سفید است
و آسمان که همان آبی بود


ادامه شعر
دسته بندی: هیوا مسیح،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ، شاعران زن ،

فردا

دوشنبه 16 مرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

امروز
ذهنم پر است،
از یک مادیان و کره اش
فردا،
برایت شعری عاشقانه خواهم نوشت


شعر از: حسین پناهی


دسته بندی: حسین پناهی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ، شعر کوتاه ،

غمی غمناک

چهارشنبه 11 مرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت،
غمی افزود مرا بر غم ها


ادامه شعر
دسته بندی: سهراب سپهری، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

قصیده‌ بامدادی

جمعه 6 مرداد 1391  •  دیدگاه ها : ()  

رود
     قصیده‌ بامدادی را
                            در دلتای شب
                                            مکرر می‌کند
و روز
از آخرین نفس شب پر انتظار
                                  آغاز می‌شود.
و اکنون سپیده‌ دمی که شعله‌ چراغ مرا
در طاقچه بی‌رنگ می‌کند
تا مرغکان بومی‌ رنگ را
در بوته‌های قالی از سکوت خواب برانگیزد،
پنداری آفتابی است
که به آشتی
              در خون من طالع می‌شود.



ادامه شعر
دسته بندی: احمد شاملو،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

خواب یلدا

سه شنبه 27 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

شب که می آید و می کوبد پشت ِ در را ،
به خودم می گویم :
          من همین فردا
        کاری خواهم کرد
      کاری کارستان ...
و به انبار کتان ِ فقر کبریتی خواهم زد ،
تا همه نارفیقان ِ من و تو بگویند :
"فلانی سایه ش سنگینه
پولش از پارو بالا میره ..."
و در آن لحظه من مرد ِ پیروزی خواهم بود
و همه مردم ،‌ با فداکاری ِ یک بوتیمار ،
کار و نان خود را در دریا می ریزند
تا که جشن شفق ِ سرخ ِ گستاخ مرا
با زُلال خون ِ صادقشان
بر فراز  ِ شهر آذین بندند
و به دور  ِ نامم مشعل ها بیفروزند
و بگویند :
        "خسرو" از خود ِ ماست
       پیروزی او در بستِ بهروزی ِ ماست ...


ادامه مطلب
دسته بندی: خسرو گلسرخی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

بوی باران

یکشنبه 25 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست ...


ادامه مطلب
دسته بندی: فریدون مشیری، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر معاصر ، شعر نو ،

عبور آخر

یکشنبه 25 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

با پاهایی از باران و رداها و دامن‌‏های از آب
از مغیلان زاران، آن همه بران
می توان گذشت آسان
( تاریخ شعر این را
مكتوب كرده )
البته
اگر آن خیسی خاص
موی و دهان و چانه ات را
تراوان شود


ادامه شعر
دسته بندی: منوچهر آتشی،

برچسب ها: شعر معاصر ، شعر نو ،

مرد خاکی

شنبه 24 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

مردی درون میکده آمد
گفت : کشمکش ِ پنجاه و پنج .
از پشت پیشخوان
            مردی به قامتِ یک خرس
دستی به زیر برد
           تق -
     چوب پنبه را کشید
و بی خیال گفت : مزه ... ؟
مرد گفت : خاک ...
          "دستی به ته کفش خویش زد ."
الکل درون کبودی لیوان ، ترانه خواند .


ادامه مطلب
دسته بندی: خسرو گلسرخی،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

نوبت ِ ملاحان

شنبه 17 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

و چون نوبتِ ملاحانِ ما فرا رسد
آن خونریزِ بیدادگر
در جزیره‌ی مغناتیس
                        بر دو پای
                                  استوار بایستد
زخمِ آخرین را
خنجری برهنه به دندانش.



ادامه مطلب
دسته بندی: احمد شاملو،

برچسب ها: مدایح بی صله ، شعر معاصر ، شعر نو ،

تا آفتابی دیگر

یکشنبه 11 تیر 1391  •  دیدگاه ها : ()  

رهروان خسته را احساس خواهم داد
ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سِهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
چشم ها را باز خواهم کرد ...




ادامه مطلب
دسته بندی: خسرو گلسرخی، شعر سیاسی-اجتماعی، شعرهایی که دوست شان دارم،

برچسب ها: شعر نو ، شعر معاصر ،

تعداد کل صفحات ( 8 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...