تبلیغات
گنجینه شعر فارسی - مطالب ابر غزل معاصر
تلگرام شعر فارسی

خدا آنقدر برق انداخت شمشیر نگاهت ر

چهارشنبه 25 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

خدا آنقدر برق انداخت شمشیر نگاهت را
که حتی راهزنها هم نمی بندند راهت را

دو چندان می شود زیباییت وقتی که می گیرد
هلال ابر گیسوی سیاهی روی ماهت را

به آسانی جهانم را تصرف می کنی وقتی
مجهز می کنی با عشوه ای حتی سپاهت را


ادامه مطلب
دسته بندی: شعر عاشقانه،

برچسب ها: محمدسعید شاد ، شعر معاصر ، غزل معاصر ،

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

چهارشنبه 25 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت
چه بود غیر خزان‌ها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو  بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی


ادامه مطلب
دسته بندی: سیمین بهبهانی، شعرهایی که دوست شان دارم، شعر عاشقانه،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ، شاعران زن ،

کارشان رو به کسادی می رود عطار ها

دوشنبه 23 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

بی قرار چشم هایت دسته دسته سارها
طعم لب هایت شفای عاجل بیمارها

چشم هایت را نبند این بی محلی کافی است
تابگیری قدرت پرواز را از سارها


ادامه مطلب
دسته بندی: شعر عاشقانه،

برچسب ها: شاعران زن ، شعر معاصر ، غزل معاصر ، سورنا جوکار ،

راحت بخواب ای شهر!

دوشنبه 23 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده است
در پیله ابریشمش پروانه مرده است

در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ ور نیست
آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است


ادامه مطلب
دسته بندی: فاضل نظری،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است

دوشنبه 23 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است

توی قرآن خوانده ام... یعقوب یادم داده است:
دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است


ادامه مطلب
دسته بندی: حامد عسکری، شعر عاشقانه،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

در وا شد و پاشید نسیم هیجانش

دوشنبه 23 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

در وا شد و پاشید نسیم هیجانش
تا نبض مرا تند کند با ضربانش

تقویم ورق خورد و کسی از سفر آمد
تا دامنه ها برد مرا نام و نشانش

پیشانی او روشنی آینه و آب
بوی نفس باغچه می داد دهانش


ادامه غزل
دسته بندی: مهدی فرجی، شعر عاشقانه،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست

چهارشنبه 18 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست
نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست

فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم
که هر چه رود در این سرزمین مسافر توست


ادامه غزل
دسته بندی: فاضل نظری،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را

سه شنبه 17 تیر 1393  •  دیدگاه ها : ()  

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را
که تسکین می‌دهد چشمت غم جانسوز تب‌ها را

بخوان! با لهجه‌ات حسّی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک‌نفس پُر کن به هم نگذار لب‌ها را

به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!
تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را


ادامه شعر
دسته بندی: نجمه زارع،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ، شاعران زن ،

یک سینه حرف هست

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393  •  دیدگاه ها : ()  

یک سینه حرف هست، ولی نقطه‌چین بس است
خاتون دل و دماغ ندارم.... همین بس است

یک روز زخم خوردم و یك عمر سوختم
کو شوکران؟ كه زندگی اینچنین بس است

عشق آمده‌ست عقل برو جای دیگری
یک پادشاه حاكم یک سرزمین بس است


ادامه مطلب
دسته بندی: حامد عسکری،

برچسب ها: شعر معاصر ، غزل معاصر ،

درد مبهم

جمعه 22 آذر 1392  •  دیدگاه ها : ()  

من از تبار تیشه‌ام، با من غمی هست
در ریشه‌ام احساس درد مبهمی هست

بر گیسوانم بوسه زد روزی خداوند
در سرنوشتم راه پر پیچ و خمی هست

وقتی مرا با خاک یکسان ساخت یعنی:
در نقشه‌ی جغرافیای من بمی هست



ادامه شعر
دسته بندی: مژگان عباسلو،

برچسب ها: شعر معاصر ، شاعران زن ، غزل معاصر ،

تعداد کل صفحات ( 8 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...